تبليغاتX
مشاهیرایران زمین

مشاهیرایران زمین

بیوگرافی مشاهیرایران

محمود حسابي

 


 

زنده یاد دکتر محمود حسابی(1371 – 1281) فیزیکدان ایرانی، در تهران زاده شد . پدر و مادرش از مردم تفرش بودند. خانوادهء او به کارهای دولتی و سیاسی اشتغال داشتند و آثار خدمات آبادانی مانند قنات و مسجد از جد ایشان در تهران موجود است.

محمود چهار ساله بود که پدربزرگش سفیر ایران در عراق شد و همراه خانواده اش به بغداد رفت. پس از دو سال توقف در آن شهر با خانواده به دمشق رفتند و سال بعد به بیروت منتقل شدند. تحصیلات ابتدایی را در هفت سالگی در مدرسه فرانسوی بیروت آغاز کرد و در آن جا با زبان فرانسه آشنا شد. تحصیلات متوسطه خود را در کالج امریکایی بیروت گذراند و در سال 1299 شمسی ایسانس ادبیات و علوم خود را از دانشگاه امریکایی بیروت گرفت. در 19 سالگی درجه*ی مهندسی راه و ساختمان را از دانشکده*ی مهندسی بیروت دریافت کرد و بخشی از برنامه آموزشی پزشکی دانشگاه بیروت را نیز گذراند.

در 1303 پس از اخذ دانشنامه*های ستاره*شناسی و نجوم و زیست*شناسی از دانشگاه امریکایی بیروت عازم فرانسه شد. در سال 1304 درجه*ی مهندسی برق را از دانشکده*ی برق ( اکول سوپریور دو الکتریسیته) و در 1305 مدرک تحصیلات معدن مدرسه*ی عالی معدن پاریس را دریافت کرد. تحصیلات رسمی دکتر حسابی در سال 1306 با اخذ درجه*ی دکترای فیزیک از دانشگاه سوربن فرانسه خاتمه یافت.

او در مدت تحصیل خود زبان های عربی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی را آموخته بود به طوری که می توانست از نوشته های علمی و فنی آن*ها به خوبی استفاده کند . در ضمن تحصیل رسمی در چند رشته ورزشی از جمله شنا موفقیت*هایی کسب کرد.

بازگشت به  ایران

دکتر حسابی در سال 1306 به ایران بازگشت و در وزارت فواید عامه (وزارت راه و ترابری) به عنوان مهندس راه*سازی به استخدام دولت درآمد. یک سال بعد مدرسه*ی مهندسی وزارت به کوشش او تأسیس شد و بخشی از تدوین نظام*نامه آن را خود به عهده گرفت. در همین سال نقشه*ی ساختمانی راه ساحلی سراسری میان بندرهای خلیج فارس، از بوشهر تا بندر لنگه را تهیه کرد.

در سال 1307 به سبب افزایش مدرسه*های متوسطه و احتیاج به معلم برای تدریس در آن*ها ، دارالمعلمین عالی را تأسیس شد . دکتر حسابی در قسمت علمی این مؤسسه در رشته*ی فیزیک و شیمی به تدریس فیزیک پرداخت. دارالمعلمین عالی در سال 1321 به دانش*سرا تغییر نام یافت و دکتر حسابی همچنان به تدریس در آن مؤسسه تربیتی مشغول بود.

در سال 1313 دانشگاه تهران را با همکاری جمعی از فرهنگ*پروران تأسیس کرد و دانشکده فنی را بنیان نهاد و مدت دو سال ریاست دانشکده*ی فنی و تدریس در آن را برعهده داشت. پس از مدتی دانشکده علوم دانشگاه تهران را بنیان نهاد. ریاست این دانشکده از 1321 تا 1327 و از 1330 تا 1336 به عهده ایشان بود. از آغاز کار دانشکده علوم تدریس بعضی از درس*های فیزیک را عهده*دار بود تا آن که شاگردانی که خود تربیت کرده بود به مقام استادی رسیدند رسیدند و ایشان فقط به تدریس اپتیک پرداختند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 18:6  توسط احمدصدیق  | 

27 ایرانی در فهرست دانشمندان برتر جهان

نام 27 دانشمند ایرانی در فهرست دانشمندان برتر جهان در رشته های مختلف علمی قرار گرفت.

به گزارش واحد مرکزی خبر ، مدیرکل مرکز توسعه و هماهنگی تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی ایران گفت : در فهرست موسسه تامسون رویترز آی اس آی در سال 2009 رتبه جهانی دانشمند ، نام دانشگاه ، رشته دانشگاهی و شاخص اچ یا h.index مد نظر قرار گرفته است.

به گفته پرویز اولیا ، بهترین و افتخار آمیزترین رتبه را دکتر محمدرضا گنجعلی در رشته شیمی با رتبه جهانی 48 کسب کرده است.

ISI مهمترین سایت رنکینگ اطلاع رسانی درباره دانشمندان دانشگاه ها و مجلات علمی در جهان است که مطالب منتشر شده در آن منبع نشریات علمی جهانی بوده است.

اسامی دیگر دانشمندان برتر ایرانی به شرح زیر است :

دکتر محمد عبداللهی ، دکتر محمدرضا زرین دست و دکتر احمدرضا دهپور از دانشگاه علوم پزشکی تهران و رشته داروسازی .

دکتر مجتبی شمسی پور از دانشگاه رازی ، دکتر محمدعلی زلفی گل31 از دانشگاه بوعلی سینا ، دکتر پرویز نوروزی از دانشگاه تهران و دکتر مسعود صلواتی نیاسری از دانشگاه کاشان .

رشته شیمی : دکتر مجید هروی از دانشگاه الزهرا ، دکتر هاشم شرقی از دانشگاه شیراز ، دکتر ناصر از دانشگاه شیراز ، دکتر عبدالرضا حاجی پور از دانشگاه صنعتی اصفهان و دکتر سید حبیب فیروزآبادی از دانشگاه شیراز

رشته ریاضی : دکتر مهدی دهقان از دانشگاه تهران .

رشته مکانیک : دکتر محمدرضا اسلامی از دانشگاه صنعتی امیرکبیر.

دکتر ایرج محمدپوربال ترک از دانشگاه اصفهان، دکتر بابک کریمی از دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان ، دکتر علی اصغر انصافی از دانشگاه صنعتی اصفهان، دکتر میرفضل الله موسوی از دانشگاه تربیت مدرس .

دکتر طاهره پورصابری از پژوهشگاه صنعت نفت ، دکتر عیسی یاوری از دانشگاه تربیت مدرس ، دکتر مهران جوانبخت از دانشگاه صنعتی امیرکبیر ، دکتر شهرام تنگستانی نژاد از دانشگاه اصفهان ، دکتر مرتضی رضاپور از دانشگاه تهران ، دکتر حسن علی زمانی از دانشگاه قوچان و دکتر حسین عشقی از دانشگاه مشهد

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 17:46  توسط احمدصدیق  | 

غیاث الدین ....

غياث‌الدين جمشيد كاشاني (790-832 قمري/1388-1429 ميلادي) زبردست‌ترين حساب‌دان و آخرين رياضي‌دان برجسته‌ي دو ه‌ي اسلامي و از بزرگ‌ترين مفاخر تاريخ ايران به شمار مي‌آيد. وي به تكميل و تصحيح روش‌هاي قديمي انجام چهار عمل اصلي حساب پرداخت و روش‌هاي جديد و ساده‌تري براي آن‌ها اختراع كرد. در واقع، كاشاني را بايد مخترع روش‌هاي كنوني انجام چهار عمل اصلي حساب (به‌ ويژه ضرب و تقسيم) دانست. كتاب ارزشمند وي با نام مفتاح الحساب كتابي درسي، درباره‌ي رياضيات مقدماتي است و آن را از حيث فراواني و تنوع مواد و مطالب و رواني بيان سرآمد همه‌ي آثار رياضي سده‌هاي ميانه مي‌دانند.

زندگي‌نامه
  جمشيد ملقب به غياث‌الدين، فرزند پزشكي كاشاني به نام مسعود حدود سال 790 قمري (1388 ميلادي)، در كاشان چشم به جهان گشود. او در همه‌ي آثارش خود را چنين معرفي كرده است: «كمترين بندگان خداوند (يا نيازمندترين بندگان خدا به رحمت او)، جمشيد، پسر مسعود طبيب كاشاني، پسر محمود پسر محمد ». بيش‌تر آنچه كه از زندگي وي مي‌دانيم از بررسي آثار علمي ارزنده‌اش و نيز دو نامه كه خطاب به پدر خود و مردم كاشان نوشته به دست آمده است.

  دوران كودكي و جواني وي درست هم‌زمان با اوج يورش‌هاي وحشيانه‌ي تيمور به ايران بود. با وجود اين، جمشيد در همين شرايط نيز هرگز از آموختن علوم مختلف غافل نشد. پدرش مسعود، چنان‌كه گفتيم، پزشك بود اما شايد از علوم ديگر نيز بهره‌ي بسيار داشت. به طور مثال، از يكي از نامه‌هاي كاشاني به پدرش معلوم مي‌شود كه پدر قصد داشته تا شرحي بر معيار الاشعار نصيرالدين طوسي بنويسد و براي پسر، يعني جمشيد بفرستد.

  نخستين فعاليت علمي كاشاني كه از تاريخ دقيق آن آگاهيم، رصد خسوف در 12 ذيحجه‌ي 808 قمري، برابر با دوم ژوئن 1406 ميلادي در كاشان است. غياث‌الدين نخستين اثر علمي خود را در همين شهر و در 21 رمضان 809 قمري مطابق با اول مارس 1407 ميلادي، يعني 2 سال پس از مرگ تيمور و فرو نشستن فتنه‌ي او، نوشت. چهار سال بعد در 813 قمري هنوز در كاشان بود و رساله‌ي مختصري به فارسي درباره‌ي علم هيأت(كيهان‌شناسي) نوشت. در 816 قمري كتاب نجومي مهم خود يعني زيج خاقاني را به فارسي نوشت و به اُلُغْ بيگ، فرزند شاهرخ و نوه‌ي تيمور، كه در سمرقند به سر مي‌برد، هديه كرد. كاشاني اميد داشت كه با حمايت الغ بيگ بتواند با آسودگي بيشتر پژوهش‌هاي علمي خود را ادامه دهد.

  كاشاني دست كم تا مدتي پس از پديدآوردن كتاب ارزشمند تلخيص المفتاح ، يعني 7 شعبان 824 قمري مطابق با 7 اوت 1421 ميلادي، هنوز در كاشان به سر مي‌برد. اين نكته خود مايه‌ي شگفتي بسيار است كه چرا مردي دانشور چون الغ بيگ پس از مطالعه‌ي زيج خاقاني به نبوغ كمنظير پديدآورنده ، يعني كاشاني، پي نبرد! كاشاني در يكي از دو نامه‌ي خود از يك سو به طور تلويحي از اين‌كه بسيار دير مورد توجه دولت‌مردان قرار گرفته گلايه مي‌كند و از سوي ديگر از اين‌كه پس از اين مدت دراز به شهري چون سمرقند دعوت شده است، سر از پا نمي‌شناسد.

  كاشاني به احتمال قوي در 824 قمري به همراه معين‌الدين كاشاني(همكار غياث‌الدين در كاشان و سمرقند) از كاشان به سمرقند رفت و چنان كه خود در نامه‌هايش كم و بيش اشاره كرده، در پي‌ريزي رصدخانه‌ي سمرقند نقش اصلي را ايفا نمود. از همان آغازِ كار، وي را به رياست آن‌جا برگزيدند و تا پايان عمر به نسبت كوتاه خود در همين مقام بود. وي سرانجام صبح روز چهارشنبه 19 رمضان 832 قمري برابر با 22 ژوئن 1429 ميلادي بيرون شهر سمرقند و در محل رصدخانه درگذشت.

  امين احمد رازي در كتاب تذكر ه هفت اقليم مي‌گويد كه چون كاشاني چنان كه بايد و شايد آداب حضور در دربار را رعايت نمي‌كرد ، الغ بيگ فرمان به قتل او داد. از نامه‌هاي كاشاني به پدرش چنين برمي‌آيد كه پدر به دلايلي از سرنوشت فرزند خود در دربار الغ بيگ نگران بود و در نامه يا نامه‌هايي، پسر را از خطرات معمول در دربار پادشاهان برحذر داشته و كاشاني نيز در پاسخ براي كاستن از نگراني‌هاي پدر، نمونه‌هاي متعددي از توجه خاص الغ بيگ به خود را براي پدر شاهد آورده است.

نوآوري‌هاي كاشاني  1. اختراع كسرهاي دهگاني(اعشاري). گرچه كاشاني نخستين به كار برنده‌ي اين كسرها نيست، اما بي‌ترديد رواج اين كسرها را به او مديونيم.

  2. دسته‌بندي معادلات درجه‌ي اول تا چهارم و حل عددي معادلات درجه‌ي چهارم و بالاتر

  3. محاسبه‌ي عدد p . كاشاني در الرسالة المُحيطية (ص 28 )، عدد p را با دقتي كه تا 150 سال پس از وي بي‌نظير ماند محاسبه كرده است.

  4. تكميل و تصحيح روش‌هاي قديمي انجام چهار عمل اصلي و اختراع روش‌هاي جديدي براي آن‌ها . در واقع، كاشاني را بايد مخترع روش‌هاي كنوني انجام چهار عمل اصلي حساب ( به‌ ويژه ضرب و تقسيم) دانست.

  5. اختراع روش كنوني پيدا كردن ريشه‌ي n اُم عدد دلخواه. روش كاشاني در اصل همان روشي است كه صدها سال بعد توسط پائولو روفيني (رياضي‌دان ايتاليايي، 1765-1822ميلادي )، و ويليام جُرج هارنر (رياضي‌دان انگليسي، 1786-1837ميلادي )، بارديگر اختراع شد.

  6. اختراع روش كنوني پيدا كردن جذر (ريشه‌ي دوم) كه در اصل ساده شده‌ي روش پيدا كردن ريشه‌‌ي n اُم است.

  7. ساخت يك ابزار رصدي. كاشاني ابزارِ رصدي جالبي اختراع كرد و آن را طَبَقُ المَناطِقْ ناميد. رساله‌اي نيز به نام نُزْهَةُ الحَدائِق درباره‌ي چگونگي كار با آن نوشت.

  8. تصحيح زيج ايلخاني. كاشاني زيج خاقاني را نيز در تصحيح اشكالات زيج ايلخاني نوشت.

  9. نگارش مهم‌ترين كتاب درباره‌ي حساب. كتاب مفتاح الحساب كاشاني مهم‌ترين و مفصل‌ترين اثر درباره‌ي رياضيات عملي و حساب در دوره‌ي اسلامي است.

  10. محاسبه‌ي جِيْب يك درجه. كاشاني در رساله‌ي وَتَر و جِيْب مقداري براي جِيْبِ يك درجه (60 sin 1˚) به دست آورده كه اگر آن را بر 60 تقسيم كنيم ، حاصل آن تا 17 رقم اعشاري با مقدار واقعي سينوس يك درجه موافق است.

آثار كاشاني
  1. سُلّمُ السَماء (نردبان آسمان) يا رساله‌ي كماليه به عربي. كاشاني اين رساله را در 21 رمضان 809 قمري (اول مارس 1407 ميلادي) در كاشان به پايان رسانده است. كاشاني در اين رساله از قطر زمين، و نيز قطر خورشيد، ماه، سيارات، و ستارگان و فاصله‌ي آنها از زمين سخن گفته است.

  2. مختصر در علم هيأت به فارسي. كاشاني اين رساله را در 813 قمري برابر با 1410 ميلادي، يا اندكي پيش از آن نوشت. وي در اين رساله درباره‌ي مدراهاي ماه، خورشيد، ستارگان، و سياره‌ها و چگونگي حركت آن‌ها سخن گفته است.

  3. زيج خاقاني به فارسي: اين كتاب يكي از آثار مهم نجومي كاشاني به شمار مي‌رود. كاشاني اين زيج را در 816 قمري ( 1413 ميلادي) كامل كرد. هدف كاشاني از نگارش اين زيج، تصحيح اشتباهاتي است كه در زيج ايلخاني روي داده است. كاشاني در مقدمه‌ي زيج خود با به رغم انتقاد از مطالب زيج ايلخاني، از نويسنده‌ي آن، خواجه نصيرالدين طوسي، با تجليل و احترام بسيار ياد كرده است.

  4.شرح آلات رَ صَد به فارسي : كاشاني اين رساله را در ذيقعده‌ي 818 قمري(ژانويه‌ي 1416 ميلادي) براي شخصي به نام سلطان اسكندر نوشته است. برخي اين اسكندر را «اسكندر بن قرايوسف قراقويونلو» دانسته‌اند. اما برخي ديگر، معتقدند كه اين اسكندر، پسر عموي الغ بيگ است كه بر فارس و اصفهان حكومت مي‌كرده است.

  5. نُزْهَةُ الحَدائِق به عربي: كاشاني اين رساله را در دهم ذيحجه‌ي 818 قمري مطابق 10 فوريه‌ي 1416 ميلادي (حدود يك ماه پس از نگارش رساله‌ي شرح آلات رصد) نوشته و در آن دستگاهي به نام طبق المناطق را كه اختراع خود وي بوده، شرح داده است. با اين دستگاه مي‌توان محل ماه و خورشيد و پنج سياره‌ي شناخته شده تا آن زمان و نيز فاصله‌ي هر يك از آن‌ها را تا زمين، و برخي پارامترهاي سياره‌اي ديگر را به دست آورد.

  6. ذِيْلِ نزهة الحدائق. كاشاني در نيمه‌ي شعبان 829 قمري (22 ژوئن 1426 ميلادي) و هنگامي كه در سمرقند اقامت داشته، ده «اِلْحاق» (پيوست) را به نزهة الحدائق افزوده است.

  7. تَلْخيصُ المِفْتاح به عربي. اين رساله، چنان كه از نامش پيداست گزيده‌ي مفتاح الحساب كاشاني است. كاشاني كار تلخيص را در 7 شعبان 824 قمري (7 اوت 1421 ميلادي) به پايان رسانده است. وي در مقدمه‌ي اين رساله چنين آورده است: « اما بعد، نيازمندترين بندگان خداوند به بخشايش وي، جمشيد ملقب به غياث، پسر مسعود پزشك كاشاني، پسر محمود، كه خداوند روزگارش را نيكو گرداند، گويد كه چون از نگارش كتابم موسوم به مفتاح الحساب فارغ شدم، آن دسته از مطالب اين كتاب را كه دانستن آن‌ها براي نوآموزان واجب است در اين مختصر گرد آوردم و آن را تلخيص المفتاح ناميدم.»

  8. الرِسالةُ المُحيطية به عربي. كاشاني اين رساله را كه يكي از مهم‌ترين آثار اوست در اواسط شعبان 827 قمري (ژوئيه‌ي 1424 ميلادي) به پايان رسانده است. وي در اين رساله نسبت محيط دايره به قطر آن، يعني عدد پي ‌را به دست آورده است.

  9. وَتَر و جِيْب. كاشاني اين رساله‌ي را درباره‌ي چگونگي محاسبه‌ي جِيب يك درجه ( ) نوشته است. متأسفانه متن اصلي اين رساله باقي نمانده اما از شرح‌هايي كه بر آن نوشته‌اند مي‌توان به مطالب آن پي برد.

  10. زيج تَسْهيلات. كاشاني اين اثر را پيش از 830 قمري تأليف كرده است زيرا در مقدمه‌ي مفتاح الحساب از اين كتاب نام برده(ص 36 ) ولي تا كنون وجود نسخه‌اي قطعي از آن گزارش نشده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 13:17  توسط احمدصدیق  | 

استاد دین واخلاق....

زندگینامه

حضرت آية الله العظمى مكارم شيرازى در سال 1305 هجرى شمسی  درhttp://www.eslam.de/begriffe/m/images/makarim_schirazi.jpg شهر شيراز در ميان يك خانواده مذهبى كه به فضائل نفسانى و مكارم اخلاقي معروفند ديده به جهان گشود.

جدّ اعلاى ايشان » حاج محمّدباقر« كه از تجّار شيراز به شمار مى رفت، در «سراى نو» شيراز به تجارت اشتغال داشت، لباسى شبيه لباس روحانيّت مى پوشيد و پيوسته در مسجد «مولاى» شيراز به جماعت حاضر مى شد و مورد تكريم و احترام و اطمينان بود. جدّ ايشان مرحوم  »حاج محمّد كريم«  فرزند حاج محمّدباقر كه او نيز عمّامه اى بر سر داشت و در بازار در اثناى كار، كلاه پوستينى بر سر مى گذاشت، در «سراى گمرك» شيراز و سپس در» بازار وكيل» به تجارت مشغول بود، همواره در مسجد «مولاى» شيراز در نماز جماعت شركت مى كرد و از مرتبطين و نزديكان مرحوم آية اللّه العظمى حاج شيخ محمدجعفر محلاتى رحمه الله پدر مرحوم آية اللّه العظمى حاج شيخ بهاءالدين محلاتى و مرحوم آية اللّه حاج سيدمحمدجعفر طاهرى رحمه الله به حساب مى آمد.

پدرشان حاج محمد علی او نیز از تجار معروف شیراز بود استاد در مورد پدرشان چنین می فرمایند:

»پدرم علاقه زيادى به آيات قرآن داشت در دورانى كه در مدارس ابتدايى تحصيل مى كردم، گاهى شبها مرا به اطاق خودش فرامى خواند و به من مى گفت: ناصر! كتاب آيات منتخبه و ترجمه آن را براى من بخوان (اين كتاب مجموعه آياتى بود كه توسّط بعضى از دانشمندان، انتخاب شده و در زمان رضاخان در مدارس به عنوان تعليمات دينى تدريس مى شد) من آيات و ترجمه آن را براى او مى خواندم و او لذّت مى برد«.

نبوغ استاد از اوايل كودكى امرى مشهود بود و در هر مرحله از مراحل عمرش آشكارتر مى گشت.

نقطه آغاز دروس دينى

اين نابغه پس از طىّ دوره دبستان و دبيرستان و پس از آن كه با سقوط رضاخان و فراهم شدن آزادى نسبى، از طرف يكى از علماى بزرگ شيراز (مرحوم آية اللّه حاج سيّدنورالدين شيرازى) از همه علاقمندان به تحصيل علوم دينى دعوت به عمل آمد (و استاد نيز در سال سوّم دبيرستان با اشتياق زائدالوصفى حاضر شدند كه در كنار دروس دبيرستان، دروس دينى را مشغول شوند) بيشتر و بيشتر رُخ نشان مى داد:

»محلّ بعدى ما مدرسه خان در شيراز بود كه از مدارس بسيار قديمى و بزرگ و معروف است كه محلّ تدريس يا تحصيل فيلسوف گرانقدر صدرالمتألّهين شيرازى بود. شروع به جامع المقدّمات و شرح الأمثله كردم. استاد من، مرحوم آية اللّه ربّانى شيرازى بود، به ايشان گفتم من جامع المقدّمات ندارم اگر بيست و چهار ساعت، امانت بدهى مطالعه مى كنم و امثله و شرح الامثله را يك روزه با مطالعه، امتحان مى دهم، ايشان به من دادند و تمام شب و روز را مشغول شدم و فردا امتحان دادم قبول شدم و به رتبه بالاتر ارتقاء يافتم و با ايشان خداحافظى كردم و در كلاس ديگرى شركت نمودم.»

 

پيمودن راه ده ساله در چهار سال

درخشندگى اين نبوغ، زمانى اوج مى گيرد كه استاد، ره ده ساله امروزِ دورانِ سطحِ حوزه هاى علميّه را چهارساله مى پيمايد، آن گاه، در حالى كه تنها هفده بهار از عمر شريفش مى گذرد بر متن عميق و در عين حال معقّد كفاية الاصولِ مرحوم آخوند خراسانى، حاشيه مى زند. استاد در اين باره مى فرمايد:

»با جدّيتى كه استاد بسيار دلسوز و پركار(آية اللّه موحّد) داشت، از اوّل سيوطى تا آخر كفايه را نزد او در مدّت چهار سال خواندم، همان درسى كه امروز در حوزه ها در مدّت ده سال خوانده مى شود. و هنگامى كه كفايه را تمام كردم، حدود هفده سال داشتم و در همان شيراز، حاشيه فشرده اى بر كفايه نوشتم، اين نكته نيز شنيدنى است كه بعد از اتمام جامع المقدّمات در مدرسه خان، روزى مرحوم آية اللّه موحّد به مغازه پدرم آمد; تابستان بود و روزها در مغازه پدر كه شغلش در آن زمان جوراب بافى بود كار مى كردم، رو به پدرم كرد و سخنى گفت كه مضمونش اين بود:

چند پسر دارى؟

- چهارتا.

بيا اين يكى (ناصر) را وقف امام زمان (عليه السلام(  كن و پدرم با اين كه كمك زيادى به او مى كردم پذيرفت كه مرا به خدمت آقاى موحّد يعنى مدرسه علميّه آقاباباخان بفرستد


 

درجه اجتهاد

چنين نبوغ و استعداد فوق العاده بود كه به ضميمه خصوصيّات ديگرى كه ذكرش خواهد آمد، سبب شد استاد در سن بيست و چهارسالگى موفّق به اخذ اجازه اجتهاد گردد:

از زبان خود استاد بشنويد:

»پس از ورود به نجف اشرف به زودى به واسطه طرح سؤالات مختلف در بحث هاى اساتيد بزرگ، شناخته شدم و همه جا مورد عنايت و محبّت قرار مى گرفتم و سرانجام در سن بيست و چهارسالگى به وسيله دو نفر از مراجع بزرگ آن زمان مفتخر به اجازه اجتهاد گشتم: يكى آية اللّه العظمى اصطهباناتى بود كه از مراجع بسيار باشخصيّت و شيخ الفقهاء محسوب مى شد، ايشان لطف و محبّت فوق العاده اى به من پيدا كردند، لذا اجازه كامل اجتهاد برايم مرقوم فرمودند و ديگر آية اللّه العظمى حاج شيخ محمّدحسين كاشف الغطاء بود، ايشان چون آشنايى به وضع من نداشتند فرمودند از شما امتحان مى كنم! گفتم آماده ام، از من خواستند رساله اى درباره اين مسأله كه «آيا تيمّم، مبيح است يا رافع حدث؟» بنويسم، من هم رساله اى مشروح در اين زمينه تهيّه كردم، خدمت ايشان دادم، ايشان علاوه بر آن، يك امتحان شفاهى نيز از من به عمل آوردند و يكى از مسائل پيچيده علم اجمالى را سؤال فرمودند، وقتى جواب دادم ايشان اجازه را مرقوم داشته و محبّت فرمودند«.

از نكته هايى كه دليل اين نبوغ و استعداد موهبتى است (در عين حال بر حافظه قوىّ استاد نيز گواهى مى دهد) اين است كه استاد گاهى درسهايى را كه دو هفته قبل در نجف اشرف از مرحوم آية اللّه العظمى خوئى شنيده بودند بعد از گذشتن اين مدّت طولانى به طور كامل يادداشت مى كردند، اين در حالى است كه امروز، غالب طلاّب، مطالب استاد را سر درس مى نويسند، مبادا چيزى از خاطر آنها محو شود!


تشويق ها و عنايت هاى حضرت امام (رحمه الله)

اين بخش را با تشويق ها و عنايت هايى كه آن پير مراد، امام راحل قدّس سرّه نسبت به استاد داشته اند پايان مى بريم، استاد خود در اين رابطه چنين مى گويد:

 «اگرچه من توفيق شركت در درس امام (قدس سره( را بيش از يك روز پيدا نكردم، شايد به دليل اين بود كه در ايّامى كه درس ايشان گُل كرد، من كمتر به درس كسى مى رفتم و بيشتر تدريس مى كردم، ولى به هر حال با افكار ايشان كاملاً ارتباط داشتم يعنى از خلال تقريرات ايشان و كتاب ها و نوشته هايشان با افكار فقهى و اصولى ايشان آشنا بودم، و براى ايشان احترام فوق العاده اى قائل بودم و كراراً به زيارت ايشان مى رفتم و ايشان هم محبّت آميخته با احترامى نسبت به بنده داشتند. فراموش نمى كنم: مدّتى به عللى از   رفتن به جامعه مدرّسين خوددارى كرده بودم ايشان، به يكى از معاريف از اعضاى جامعه دستور دادند و گفتند به سراغ فلانى برو و از او براى بازگشت به جامعه مدرّسين دعوت كن، و ايشان آمدند و من هم مجدّداً به جامعه بازگشتم، فرزند محترم ايشان حاج سيداحمد آقا در جلسه اى كه جمعى حضور داشتند به من گفتند: نامه هايى كه به مناسبت هاى مختلف براى امام مى فرستيد، امام اين نامه ها را مطالعه مى كنند (چون من گفته بودم نمى دانم نامه هاى ما به ايشان مى رسد يا نه) و ايشان گفتند: مى رسد و مى بيند و نسبت به نامه شما عنايت دارند.»

و نيز در همين رابطه خاطره شيرين ديگرى را از دوران مجلس خبرگان قانون اساسى نقل مى كند و مى فرمايد:

 «من در بخش مذهب در قانون اساسى با چند نفر از علماى شيعه و اهل سنّت و مذاهب ديگر بودم; موقعى كه مذهب شيعه را كه مذهب اكثريّت مردم كشور ماست در مجلس خبرگان مطرح كردم و از آن دفاع نمودم برادرى از اهل سنّت (آقاى مولوى عبدالعزيز) بر خلاف انتظارى كه از ايشان داشتيم بعد از دفاع من وقت گرفت و مخالفت كرد. من با يك بيان منطقى به جواب ايشان پرداختم و روشن كردم كه در يك مملكت، بالاخره بايد قوانين، از يك مذهب پيروى كند و دو مذهب و سه مذهب نمى شود در احكام عمومى حاكم باشد، البتّه بقيّه مذاهب بايد محترم باشند و از تمام حقوق شهروندان بهره مند گردند ولى تعدّد قوانين حاكم بر كشور ممكن نيست، افراد در مسائل داخلى زندگى خود آزادند (مانند ازدواج و طلاق كه مسائل شخصيّه و احوال شخصيّه ناميده مى شود) ولى در مسائل عامّه، بايد پيرو يك قانون باشند، بعد كه امام را زيارت كردم ايشان فرمودند: «من از تلويزيون دفاع شما را ديدم و شنيدم و خيلى خوشم آمد، خوب و منطقى دفاع كرديد و حقّ مسأله را ادا نموديد.»»!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 13:14  توسط احمدصدیق  | 

افسانه....

نیما یوشیج

نیما در سال 1276 هجری شمسی در دهکده ای به نام یوش ، واقع در مازنداران چشم به جهان گشود.. خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از آخوند ده نداشت چون او را شکنجه می داد و در کوچه باغها دنبال نیما می کرد .
پس از آن به تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد .... در مدرسه از بچه ها کناره گیری می کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلمهایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و به شعر گفتن به سبک خراسانی مشغول گشت.
در سال 1300 منظومه قصه رنگ پریده را سرود که در روزنامه میرزاده عشقی به چاپ رساند ... در همان زمان بود که مخالفت بسیاری از شاعران پیرو سبک قدیم را برانگیخت.... شاعرانی چون: مهدی حمیدی ، ملک الشعرای بهار و..... به مخالفت و دشمنی با وی پرداختند و به مسخره و آزار وی دست زدند .
نیما سبک خاص خود را داشت وبه سبک شاعران قدیم شعر نمی سرود و در شعر او مصراعها کوتاه و بلند می شدند .
نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه های چون: مجله موسیقی ، مجله کویر و...... پرداخت.
از معروف ترین شعرهای نیما می توان به شعرهای افسانه ، آی آدمها، ناقوس ، مرغ آمین اشاره کرد.
نیما در 13 دی 1328 چشم از جهان فروبست...

فریاد می زنم ،
من چهره ام گرفته !
من قایقم نشسته به خشکی !
مقصود من ز حرفم معلوم بر شماست ،
یک دست بی صداست ،
من ، دست من کمک ز دست شما می کند طلب،
فریاد من شکسته اگر در گلو ، وگر
فریاد من رسا ،
من از برای راه خلاص خود و شما،
فریاد می زنم

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 19:52  توسط احمدصدیق  | 

این هم از فیزیک...

سلام سلام

این هم فیزیک و ایران

علي جوان


دکتر علي جوان در آزمايشگاهش در انستيتوي ماساچوست 

 

علي جوان اولين بار "ليزر گازي" را در دوازدهم دسامبر سال 1960 اختراع کرد. روز بعد او ليزر گازي را بوسيله فرستادن پيغامي تلفني امتحان کرد. چهل سال بعد ارتباطات بوسيله ليزر بصورت خيلي عادي درآمده و از آن در صنايع اينترنتي استفاده هاي بسيار مي شود. شايد ليزر يکي از بزرگترين اختراعات تکنولوژي امروزه باشد. دکتر علي جوان هنوز هم بطور زيادي درگير در اختراعات جديد است، و پيش بيني مي کند که روزي بجاي مگاهرتز راديويي، جاي آنرا گيگاهرتزهاي ليزري خواهند گرفت.

ايشان از والديني اهل آذربايجان (تبريز) در شهر تهران متولد شد، و در سال 1949 به آمريکا آمد و چندي بعد دکتراي خود را از دانشگاه کلمبيا در شهر نيويورک گرفت.

 

 

زندگينامه دکتر علي جوان

علي جوان پروفسور فيزيک در مؤسسه تکنولوژي ماساچوست است. ايشان بعنوان رهبر و پيشرو در ليزر گازي و الکترونيک ذره اي شناخته شده است و جايزه بين المللي "تحسين" را براي اختراع ليزر گازي برده است.





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 19:46  توسط احمدصدیق  | 

شعروعرفان و....

زندگینامه

 

img/daneshnameh_up/7/77/khayam-neyshabor.gif



در کـــارگــه کـــوزه گری رفـــــتم دوش
دیــــدم دو هـــزار کـــوزه گویا و خموش
ناگاه یکـــی کوزه بـــر آورد خـــــــروش
کــو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش


امام غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری یکی از حکما و ریاضی دانان و شاعران بزرگ ایران در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم است. سال ولادت او دقیقاً مشخص نیست. او در شهر نیشابور به دنیا آمد. به این علت به او خیام می گفتند که پدرش به شغل خیمه دوزی مشغول بوده است.

او از بزرگترین دانشمندان عصر خود به حساب می آمد و دارای هوشی فوق العاده بوده و حافظه ای نیرومند و قوی داشت. در دوران جوانی خود به فراگیری علم و دانش پرداخته به طوری که در فلسفه، نجوم و ریاضی به مقامات بلندی رسید و در علم طب نیز مهارت داشته به طوری که گفته شده او سلطان سنجر را که در زمان کودکی به مرض آبله گرفتار شده بود معالجه کرد.

او به دو زبان فارسی و عربی نیز شعر می سرود و در علوم مختلف کتابهای با ارزشی نوشته است. خیام در زمان خود دارای مقام و شهرت بوده است و معاصران او همه وی را به لقبهای بزرگی مانند امام، فیلسوف و حجة الحق ستوده اند. او در زمان دولت سلجوقیان زندگی می کرد که قلمرو حکومت آنان از خراسان گرفته تا کرمان، ری، آذربایجان و کشورهای روم، عراق و یمن و فارس را شامل می شد.

خیام معاصر با حکومت آلپ ارسلان و ملکشاه سلجوقی بود. در زمان حیات خیام حوادث مهمی به وقوع پیوست از جمله جنگهای صلیبی، سقوط دولت آل بویه، قیام دولت آل سلجوقی و... . خیام بیشتر عمر خود را در شهر نیشابور گذراند ودر طی دوران حیات خود فقط دو بار از نیشابور خارج شد سفر اول برای انجام دادن مراسم حج و سفر دوم به شهر ری و بخارا بوده است. خیام در علم نجوم مهارتی تمام داشت به طوری که گروهی از منجمین که با او معاصر بودند در بنای ساختن رصد خانه سلطان ملکشاه سلجوقی همکاری کردند و همچنین به درخواست سلطان ملکشاه سلجوقی تصمیم به اصلاح تقویم گرفت که به تقویم جلالی معروف است. خیام در دوران زندگی خود از جهت علمی و فلسفی به معروفیت رسید و مورد احترام علما و فیلسوفان زمان خود بود.

شهرت او گرچه بیشتر به شاعری است اما در واقع خیام فیلسوف و ریاضی دانی بود که به آثار ابوعلی سیناپرداخت و یکی از خطبه های معروف او را در باب یکتایی خداوند به فارسی ترجمه کرد. اولین اشاره ای که به شعر خیام شده، صدسال پس از مرگ اوست.
نوشته اند:که خیام را به تدریس و نوشتن کتاب رغبت چندانی نبود. شاید به دلیل آنکه شاگردان هوشمند برگزیده ای پیرامون خود نمی یافت و چه بسا از آن جهت که اوضاع روزگار خود را، که مقارن حکومت سلجوقیان و مخالفت شدید با فلسفه و زمان رونق بازار بحث ها و جدل های فقیهان و ظاهربینان بود، شایسته ابراز اندیشه های آزاد و بلند نمی دید. با این همه، از او نوشته های بسیار برجای مانده که در قرون وسطی به لاتین ترجمه شد و مورد توجه اروپائیان قرار گرفت.

رساله وی در جبر و مقابله و رساله ای دیگر، که در آن به طرح و پاسخگویی به مشکلات هندسه اقلیدس پرداخته، از جمله مشهورترین آثار ریاضی اوست.

خیام منجم بود و تقویم امروز ایرانی، حاصل محاسباتی است که او و عده ای از دانشمندانی دیگر، در زمان جلال الدین ملک شاه سلجوقی انجام دادند و به نام وی تقویم جلالی خوانده می شود. خیام در باب چگونگی محاسبات نجومی خود رساله ای نیز نوشته است. وی علاوه بر ریاضی و نجوم، متبحر در فلسفه، تاریخ جهان،زبانشناسی و فقه نیز بود. علوم و فلسفه یونان را تدریس می کرد و دانشجویان را به ورزش جسمانی و پرورش نفس تشویق می کرد. از همین رو، بسیاری از صوفیان و عارفان زمان، او را به خود نزدیک می یافته اند.

بنا به روایتی خیام سفرهایی به سمرقند و بلخ و هرات و اصفهان کرد و همه جا با روشنی تمام در باب حیرت و سرگشتگی فلسفی خویش سخن می گفت و معتقدات دینی را مورد تردید قرار می داد. رساله ای در کیفیت معراج، رساله دیگر درباره علوم طبیعی و کتاب های بسیار به زبان های فارسی و عربی حاصل زندگی نسبتا طولانی اوست.

از آثار معروف فارسی منسوب به عمر خیام، رساله نوروز نامه است که با نثری ساده و شیوا، پیدایی نوروز و آداب برگزاری آن را در دربار ساسانیان بازگو نموده. او در این رساله با شیفتگی تمام درباره آیین جهانداری شاهنشاهان کهن ایرانی و پیشه ها و دانش هایی که مورد توجه آنان بوده سخن رانده و تنی چند از شاهان داستانی و تاریخی ایران را شناسانده است.

ویژگیهای شعر خیام


شعر خیام، در قالب رباعی، شعری کوتاه، ساده و بدون هنرنمایی های فضل فروشانه و در عین حال حاوی معانی عمیق فلسفی و حاصل اندیشه آگاهانه متفکری بزرگ در مقابل اسرار عظیم آفرینش است. تعداد واقعی رباعیات خیام را حدود هفتاد دانسته اند، حال آن که بیش از چند هزار رباعی به او نسبت داده می شود. در دنیای ادب و هنر بیرون از مرزها، خاصه در جهان انگلیسی زبان، خیام معروف ترین شاعر ایرانی است که شهرتش از محافل علمی و ادبی بسیار فراتر رفته است. این شهرت مرهون ترجمه رباعیات او به وسیله ادوارد فیتز جرالد شاعر انگلیسی است. اوست، که در قرن نوزدهم میلادی، افکار بزرگ فیلسوف و شاعر را به جهانیان شناساند و موجب توجه همگان به این اعجوبه علم و هنر گردید.

در حدود دوازده اثر از خیام در علم و فلسفه به جای مانده است، اما همین آثار اندک، وی را در سراسر جهان به شهرت رسانده است. از مهمترین آنها" کتاب جبر" اوست که بهترین اثر در نوع خود در ریاضیات است. از دیگر آثار او می توان به رساله فی شرح ما اشکال من مصادرات اقلیدس، رساله فی ابراهین علی المسائل الجبر و المقابله (جبر خیام)، میزان الحکم، رساله الکون و التکلیف، الجواب عم ثلاث مسائل اضیاء العقلی، رساله فی الوجود، رساله فی کلیه الوجود، نوروزنامه و کتاب الزیج الملکشاهی که به رومی نیز ترجمه شده ، اشاره کرد.

تصویر


اشعار خیام بیشتر به زبان پارسی و تازی هستند مضمون عمده رباعیات خیام شک و حیرت، توجه به مرگ و فنا و تذکر در مورد مغتنم شمردن عمر آدمی است.

سرانجام شاعر بزرگ در سال 517 ﻫ . ق در شهر نیشابور دارفانی را وداع گفت.

او قبل از مرگ خود محل آرامگاه خود را پبش بینی کرده بود که نظامی عروضی در ملاقاتی که با وی داشته این پیش بینی را اینطور بیان کرده : "گور من در موضعی باشد که هر بهاری شمال بر من گل افشان می کند ." نظامی عروضی بعد از چهار سال که از وفات خیام می گذشت به شهر نیشابور رفته و به زیارت مرقد این شاعر بزرگ رفته و با کمال تعجب دید که قبر او درست در همان جایی است که او گفته بود.


+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 19:41  توسط احمدصدیق  | 

عرفان

این هم مطلب جدید .........

شيخ عطار نيشابوري

شيخ فريدالدين محمد عطار نيشابوري، از بزرگان مشايخ تصوف ايران در قرن ششم و اوايل قرن هفتم هجري است. وي در سال 537 هجري در قريه (کدکن) نيشابور به دنيا آمد؛ و چون در آن شهر به دارو فروشي و عطاري اشتغال داشت، بدين لقب معروف شد.

عطار در دکان دارو فروشي به درمان بيماران مي پرداخت و به کسب علوم و درک صحبت مشايخ و بزرگان اهل تصوف مانند: شيخ نجم الدين کبري و ديگران نيز روزگار مي گذراند.  در اين راه آنقدر پيش رفت که خود از پيشوايان اين طريقت گشت و مقامش بجائي رسيد که مولانا جلال الدين محمد بلخي (مولوي) درباره او گفت:

هفت شهر عشق را عطار گشت                        ما هنوز اندر خم يک کوچه ايم

عطار در سال 627 هجري در فتنه مغولان در نيشابور به قتل رسيد. درباره کشته شدن او بدست مغولان داستانهائي نقل کرده اند.

عطار در داستان سرائي به مراتب چيره دست تر از سنائي است، در آثار عطار ميتوان يک نوع سير تکاملي دروني را به وضوح مشاهده کرد که در مورد شاعران ديگر نادر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 19:33  توسط احمدصدیق  |